الملا فتح الله الكاشاني
275
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
واجب الحد باشد شرعا و پناه بحرم آرد دست تعرض ازو كوتاه كنند ما دام كه در آنجا باشد و لكن جايز است كه مطعم و مشرب برو مضيق سازند و با او معامله نكنند تا از آنجا بيرون آيد و بعد از آن حكم قصاص و حد بر او جارى سازند و اين مرويست از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) و ابن عباس و ابن عمر و بنا برين تقدير كلام اينست كه ( من دخلوه آمنوه فليكن آمنا ) هر كه درآيد در حرم او را ايمن گردانيد و گفته معنى آنست كه هر كه داخل حرم شود به جهت اداء حج و عمره ايمن مىشود از عقوبات و مكافات جرايمى كه قبل از حج مرتكب آن شده چه آن مغفور مىشود از جميع خطيات و معاصى چنان كه احاديث صحيحه مصرحند برين و ابو النجم كه از شيوخ و كبار زهاد است گويد كه شبى طواف خانه ميكردم و بغايت وقتى صافى داشتم گفتم خدايا تو فرمودهء كه * ( مَنْ دَخَلَه كانَ آمِناً ) * داخل حرم از چه چيز ايمن باشد هاتفى آواز داد كه ( آمنا من النار ) ايمن است از آتش دوزخ و از ابى جعفر ( ع ) ماثور است من دخله عارفا بجميع ما اوجبه اللَّه عليه كان امنا فى الآخرة من العقاب الدائم يعنى هر كه درآيد در حرم در حالتى كه عارف باشد بجميع آنچه حقتعالى برو واجب كرده ايمن باشد در آخرت از آتش دوزخ و نيز در حديث آمده كه من مات فى احد الحرمين بعث يوم القيمة آمنا و در انوار گفته كه جملهء مذكوره جمله ابتدائيه است يا شرطيه معطوف من حيث المعنى بر مقام ابراهيم زيرا كه در معنى اينست كه ( امن من دخله بامنها امن من دخله و يا فيه آيات بينات مقام ابراهيم و امن من دخله ) و جمعى كه مقام ابراهيم را يك آيه دانند و امن داخل حرم را آيتى ديگر ميگويند كه حكمت در اينكه از مجموع آيات بينات دو را ذكر كرد و باقى را مطوى ساخت تا دلالت كند بر آنكه آيات بسيار است و ذكر آن متجاوز از حد شما راست و يا به جهت دلالت بر آنكه اين هر دو آيه غنيهاند از غير خود در دارين كه آن بقاء اثر است در مدت دهر و امن از عذاب در روز عرض اكبر و مثل اينست قول حضرت رسالت ( ص ) كه حبب الى من دنياكم ثلث الطيب و النساء و قرت عينى فى الصلاة و اين در صورتيست كه مراد ( بقرة عينى فى الصلاة ) خوش حالى و سرور آن حضرت باشد در نماز گذاردن چه درين صورت از قسم امور ثلاثه خارج خواهد بود زيرا كه صلاة از امور ثلاثهء مذكوره نيست بلكه از امور اخرويه است نه دنيويه و اما اگر مراد از آن فاطمه ( ع ) باشد هم چنان كه بعضى تعبير كردهاند به آن از امور ثلاثه مذكوره خواهد بود چه اولاد از متمتعات دنيويهاند و بعد از ذكر فضيلت مكه معظمه ( زادها اللَّه شرفا و فضيلة ) بيان وجوب حجت الاسلام ميفرمايد بقوله * ( وَلِلَّه ) * و مر خداى را ثابت و لازم است * ( عَلَى النَّاسِ ) * بر مردمان * ( حِجُّ الْبَيْتِ ) * قصد خانه كعبه به جهت اداء مناسك مخصوصه * ( مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْه سَبِيلًا ) * هر كه توانايى دارد بسوى آن خانه جهت راه يعنى توانايى راه رفتن داشته باشد اين بدل ناس است بدل بعض از كل